ترمینال آزاد

چرت نویس های یک مهندس بیکار

چگونه در مورد ترجمه مقاله ای تصمیم بگیریم؟

امروز می خواستم مقاله ای رو که جادی تو توییتر لینکشو گذاشته بود رو ترجمه کنم؛ چون به نظرم مقاله خوب و جالبی می اومد و از همه مهم تر در مورد سرویس IFTTT بود که من خیلی ازش استفاده می کنم و یه جورایی دوسش دارم.

مقاله در مورد زیرساخت داده در IFTTT و نحوه مدیریت و سازماندهی داده ها بود که خود مدرس داده و ماشین IFTTT اونو نوشته بود. مقاله بسیار مناسبیه برای اونایی که به داده و بیگ دیتا و آنالیز داده علاقه دارند و میخوان در موردش بیشتر یاد بگیرن. شروع کردم پاراگراف به پاراگراف ترجمه کردن که دیدم به تعداد بسیار زیادی از لغت “Data” استفاده شده که بدلیل تخصصی بودن مقاله و اختصاص تمام و کمالش به مبحث داده بود. ما همگی تا چند وقت اخیر تو فارسی هم “data” رو همون “دیتا” می گفتیم و به تازگی مد شده که از اصلاح “داده” برای “data” استفاده می کنیم. دیدم اگه من data رو همون دیتا بنویسم در واقع یک سوم مقاله رو اصلا ترجمه نکردم, پس گفتم برای احترام به کسی که ترجمه رو می خونه و همچنین رواج لغات خودی تو حوزه IT بهتره که “data” رو “داده” ترجمه کنم. این مشکل حل شد ولی جلوتر که رفتم به لغاتی برخوردم که یا معادل فارسی نداشتن و یا اگه معادل فارسی داشتن و من اونارو به کار می بردم, خواننده با استناد به اون لغات مفهوم متن رو متوجه نمی شد و چاره ای نداشت جز رجوع به متن اصلی مقاله. در ادامه به لغاتی برخوردم که اگه نمی خواستم خود لغت رو بنویسم باید بجای اون لغت انگلیسی, من چندین جمله توضیح فقط برای وصف یک کلمه می نوشتم! در واقع وسط بحث, از موضوع اصلی خارج می شدم و یک مورد فرعی رو تشریح می کردم. و لغاتی هم بودند که اسم خاص یا نام سرویسی بودن و به هیچ عنوان ترجمه ای نداشتم و باید بدون دخل و تصرف در متن وارد می شدن. مثل MySQL, AWS RDS و …

دیدم اینجوری پیش بره مقاله ای که ترجمه کردم شده نصف فارسی, نصف انگلیسی و با یسری توضیحات فرعی تو متن که خواننده با خوندن این ترجمه چیزی از اصل مطلب متوجه نمی شه. همون جا تصمیم گرفتم که پیش نویسی رو که تو وردپرس تا اون لحظه آماده کرده بودم رو به کلی پاک کنم. به این فکر کردم که چرا ترجمه خوبی نشد. مشکل از من بود یا مقاله!؟

در حقیقت هر مقاله ای ارزش ترجمه رو نداره. نه به این دلیل که مقاله ارزشمندی نباشه بلکه بنا به دلایلی که ذکر می کنم ترجمه بعضی مقالات کار بیهوده ای هستش.

برای مثال مقاله ای دارید که لغاتی که درش بکار رفته اگر ترجمه تحت اللفضی بکنید معنی بسیار دورتر از آنچه نویسنده مقاله قصد داشته, بدست می دهد. پس متن ترجمه شده معنی و مفهوم خودشو از دست میده. برای مثال شما عبارت “Recipe Worker” را چه ترجمه می کنید!؟ “کارگر دستور”!؟ “عمله دستورالعملی”!؟ مطمئن باشید اگر خواننده چنین عباراتی را در متن ببیند به احتمال زیاد شما را متهم به استفاده از گوگل ترنسلیت و کپی/پیست می کند. اگر هم بخواهید مفهوم کلمه را در حین ترجمه توضیح دهید و تعداد چنین عباراتی هم زیاد باشد متن حاصل مدام از مفهوم اصلی خود خارج شده و به تعریف و تفهیم عبارات جنبی می پردازد که موجب گسستگی اصل مطلب می شود.

یا با متنی سر و کار داریم که لغات بکار رفته در متن بدون تغییر وارد زبان مقصد شده اند و یا هنوز معادلی برای آنها در زبان مقصد انتخاب و رایج نشده است. شما در واقع ترجمه ای انجام نمی دهید و همان لغت را دوباره و این بار به خط فارسی می نویسید. وقتی در متنی با لغات بسیاری از این دست مواجه باشیم, متن ترجمه شده تفاوت چندانی با متن اصلی ندارد. در واقع شما اصلی ترین بخش متن را که باید ترجمه می شد را نتوانستید برگردان به فارسی کنید. با این شرایط پس بهتر است که خواننده به جای مطالعه ترجمه نصف و نیمه به سراغ متن اصلی رفته و فقط لغات اندکی در متن اصلی که معنی آن ها را شاید نداند برای خود ترجمه کند.

در مواردی هم واقعا متن بسیار ساده هستش و برای فهم مقاله, سواد زبان انگلیسی یک فرد دارای دیپلم کافی هستش و بقیه لغات هم کلمات رایج حوزه IT می باشند که کاربران روزانه در کامپیوتر, موبایل و اینترنت با آن ها مواجه شده اند و هر چند معنی آن را ندادند ولی با مفهوم آن کاملا آشنا شده اند و با مطالعه این چنین مقاله ای مستقیما به مفهوم آن پی می برند.

متنی که من می خواستم ترجمه کنم درواقع شامل تمامی موارد بالا بود من نمی توانستم عباراتی مانند IFTTT یا AWS Redshift را به فارسی ترجمه کنم و اگر بخواهم هر کدام را در داخل متن توضیح دهم حجم متن چندین برابر شده و بخش جنبی ترجمه از بخش اصلی آن بیشتر می شود. همچنین مقاله ای که قصد ترجمه اش را داشتم دارای گرامر ساده ای هستش با جمله هایی کوتاه و اصلا نیازی به ترجمه نداشت و کاربران اینترنت و ابزار روزانه با کلماتی مشابه آن ها مواجه می شوند.

پس قبل از ترجمه باید به این اندیشید که آیا واقعا ترجمه مقاله انتخابی ممکن و نیاز است!؟ شاید ترجمه ای انجام دهید که از نظر معنی و مفهوم از متن اصلی فاصله طولانی داشته باشد و یا پر باشد از لغات و اصطلاحات ترجمه نشده در حالی که متن اصلی برای خواننده به سادگی قابل درک و فهم باشد و اصلا نیازی به ترجمه نبود.

قاتلی از تبار usb

فلش مموری ها ابزار های ترسناکی هستن؛ آدم نمی کشن ولی می تونن به وسایل آدما آسیب برسونن! برای همین واسه وصل کردن یه فلش به کامپیوتر خیلی با احتیاط عمل می کنیم. به کامپیوترمون هر فلشی رو وصل نمی کنیم و حتی فلش هر کسی رو هم وصل نمی کنیم.
فلش مموری ها می تونن حاوی ویروس ها و تروجان های مختلفی باشن که سیستممون رو بهشون مبتلا کنه. بعضی ویروس ها فقط اذیت می کنن مثل ساخت بی شمار پوشه خالی و بعضی حتی ممکنه باعث آسیب رسیدن به اطلاعاتمون و پاک شدن قسمتی از داده هامون بشه.
واسه مقابله با این خطرات ما آنتی ویروس هارو روی سیستم هامون نصب می کنیم و اونا رو دائما آپدیت نگه می داریم تا در مقابل خطرات ناشی از انواع ویروس ها در امان باشیم ولی حالا با چیزی مواجهیم که حتی قوی ترین آنتی ویروس ها هم کاری از دستشون برنمیاد!

قاتلی تو لباس فلش مموری! این وسیله ای که در مورد صحبت می کنم درسته لباس فلش مموری تنشه ولی فلش مموری نیستش واسه همینه کاری از دست آنتی ویروس ها بر نمیاد. usb killer کاری با سیستم عامل و اطلاعاتمون نداره و یه راست میره سراغ سخت افزارمون.

 

usb-high-voltage-death-machine-100573271-large
مکعب های کوچکی که روی بورد usb killer میبینید در واقع خازن های smd هستن. این خازن ها جدا از سیستم شارژ می شن و موقعی که usb killer رو به پورت usb وسیلمون وارد کردیم خازن های شارژ شده شروع به تخلیه ولتاژشون می کنن و در چشم بر هم زدنی منفی ۲۲۰ ولت از طریق پورت usb وارد بورد اصلی میشه که باعث وارد شدن صدمه جدی و خراب شدن مادربورد میشه.
جالبه برای بکار انداختن این وسیله عملیاتی لازم نیست و هر کسی می تونه یکی از اینارو دستش بگیره و به هر وسیله ای رسید فقط اونو وارد پورت usb اون دستگاه کنه و تمام!
سازنده این وسیله ویرانگر Dark Purple (بنفش تیره) هستش که مدعیه وسیله ای که ساخته قادره هر نوع دستگاهی که مجهز به پورت usb هستش رو نابود کنه. یعنی قشر وسیعی از محصولاتی که همه روزه ازشون استفاده می کنیم مثل کامپیوتر و لپتاپ و تلویزیون هوشمند و ضبط صوت ماشین و غیره. البته در مواردی با تعویض جزء آسیب دیده میشه دستگاه رو احیا کرد و دوباره مورد استفاده قرار داد.

فریتزینگ

آخرین مرحله هر پروژه الکترونیکى، طراحى و ساخت PCB هستش. واسه این کار برنامه هاى مختلفى هست ولى هرکدوم نقص مختص خودشون رو دارند. بعنوان مثال آلتیوم لایبررى بسیار ناقصی داره که حتی با دانلود چند گیگ فایل مجزا باز شاید عناصر مورد نظرتون به لایبررى اضافه نشه. یا مثلا پروتئوس فایل هاى PCB اشتباهى داره. مثلا براى ال سى دى LM016L که ۱۶ پایه متوالى داره لایبررى پروتئوس یک الگو دو ستونه هشت پایه اى بهش اختصاص داده و برنامه هایى مثل ExpressPCB که فاقد هر گونه لایبرری هستن و باید با مراجعه به دیتاشیت هاى کامل عناصر مدار؛ تعداد پایه ها، فاصله شون و نحوه قرارگیریشون اقدام به طراحى PCB هر کدوم کرد که کار بسیار وقت گیرى هستش و هم احتمال اشتباه در طراحی رو بالا میبره.

منم مثل بقیه با این مشکلات سروکله میزدم و به نوعی این سختی رو قبول کرده بودم تا اینکه اتفاقی تو یه سایت خارجی اسم فریتزینگ رو دیدم و با دیدن تصاویرش متوجه شدم کار باهاش باید راحت باشه. بعد نصب فریتزینگ متوجه شدم این برنامه خیلی کامل تر و مفصل تر از اون چیزیه که فکر می کردم بخش های مختفی با کاربردهای متفاوتی داره ( BreadBoard , schematic , PCB , Code ). استفاده و کار کردن با فریتزینگ به قدری ساده هستش که با خودتون میگین پس برنامه هایی مثل پروتئوس و آلتیوم با بودجه ساختی در اون حد انرژی شون رو کجا صرف کردن که برنامه تولیدشون اون روانی و راحتی فریتزینگ رو نداره.


 

اولین بخش برنامه, قسمت Breadboard هستش که یک شبیه سازی عالی از دنیای واقعیه.یک بردبورد مقابل شماست دقیقا مشابه آنچه در کارگاه, آزمایشگاه یا خونه استفاده می کنید و تمامی قطعات و لوازم الکترونیکی دقیقا همونطور که در واقعیت هستن, دیده میشن. قطعات رو در یک کتابخانه قوی و کامل در سمت راست برنامه دارید. بخش بندی قطعات پیدا کردنشون رو خیلی آسون تر می کنه و اگه سردرگم شدید می تونید با تب جستجو به قطعه مورد نظر دسترسی پیدا کنید. همچنین می تونید قطعات پرکاربردتون رو در داخل تب MINE قرار بدین تا موقع استفاده لازم نباشه هی بین تب ها جابجا بشین.از یک نوع قطعه مدل های متفاوتی و مختلفی در کتابخانه موجود هستش. مثلا انواع مدل های پتانسیومتر رو می تونید انتخاب کنید. پرکاربردترین و عمومی ترین قطعات هم تو تب core هستش.


 

بخش دوم Schematic (شماتیک ) هستش. در این بخش قطعات به اون صورتی که در تئوری می کشیم و تو کتاب های درسی موجود هستش, نمایش داده می شوند. اگر در بخش بردبورد روتینگ (سیم کشی) رو انجام داده باشید در این بخش هم همون اتصالات با خط چین مشخص هستن که کار رو برای کسایی که تو عملی بستن مدار وارد هستن ولی تو شماتیک کشیدن مشکل دارن خیلی راحت می کنه. برای وارد کردن قطعات کافیه مثل بخش بردبورد ماوس رو روی قطعه ای که میخواین, نگه دارین و در پایین صفحه هر سه شکل واقعی,شماتیک و PCB قطعه رو مشاهده کنید. بخش شماتیک خیلی نرم تر و روون تر از بخش شماتیک سایر برنامه هاست.


 

بهترین بخش فریتزینگ به نظر من بخش PCB اون هستش. در واقع به دلیل همین ویژگی در این برنامه باعث شد من فریتزینگ رو معرفی کنم. کتابخانه ای غنی از انواع قطعات و سنسورها و ماژول ها و همچنین سادگی و در عین حال جامع بودن ابزارهای طراحی در بخش PCB این برنامه رو به گزینه شماره یک من برای طراحی و ساخت مدارهای چاپیم تبدیل کرده. دقیق و کامل بودن تمامی عناصر موجود در کتابخانه بی نظیره. سوییچ بین لایه های مختلف PCB خیلی راحته و در هر مرحله ای تنها با یک یا دو کلیک میسره. انتقال قطعات به لایه رویی یا زیرین بسیار دم دسته. حتی میتونین سیمی که بین دو پین کشیدین رو بین لایه ها بالا و پایین کنید. امکان چاپ سیلک اسکرین به بهترین نحو در این برنامه تعبیه شده. خروجی گرفتن فایل نهایی از این برنامه خیلی عالیه! خروجی به سه فرمت عالی SVG , PDF و RS-274X(که طراحان حرفه ای بورد های الکتریکی می دونن چیه!) قابل استخراج هستش. فایل های خروجی شامل ۱۶ عدد هستش که لایه های مختلف بعلاوه سیلک اسکرین به صورت عادی و آینه شده و ماسک شده بدست می آیند.

بخش PCB فریتزینگ به هیچ وجه باگ ها و ایرادات برنامه های مشابه مانند Proteus یا Altium رو نداره. هیچ موقع پیش نمیاد که برنامه ارور بیخود بده یا رو هم افتادن دو تا سیم رو متوجه نشه یا سیمی خود به خود پاک بشه یا اصلا سیمی تغییر مسیر بده و از سمت دیگه برد کشیده بشه (ایراداتی که عموما در پروتئوس با اونها مواجهیم).

بخش PCB فریتزینگ یک قابلیت جالب هم داره به اسم Fabricate که میتونین سفارش ساخت PCBای که طراحی کردین رو به Fritzing بدین و مدار چاپی خودتون رو که به حرفه ای ترین روش ساخته شده رو تحویل بگیرین.


 

قسمت نهایی برنامه هم که Code نام داره یک کامپایلر Arduino/PICAXE هستش. میتونین برنامه تون رو داخل کد open کنید یا خودتون بنویسید و اونو با انتخاب پلتفورم,بورد و پورت روی ماژولتون آپلود (پروگرام) کنید. همچنین میتونید پورت سریال میکرو رو مانیتور کنید. این قسمت درواقع برای بی نیاز کردن کاربر از استفاده همزمان از چند برنامه (کامپایلر) هستش.

 

نقطه قوت فریتزینگ متن باز بودن اونه. یعنی استفاده و توسعه اون بدون هزینه و بلامانع هستش. میتونید برای فریتزینگ کتابخونه بسازین, قطعه طراحی کنید و در اختیار همه قرار بدین.

میتونین پروژه هایی که با فریتزینگ طراحی کردین رو مستقیما در سایت خود برنامه برای استفاده سایرین قرار بدین برای یادگیری بیشتر از بخش learning سایت استفاده کنید و مشکلاتتون رو از طریق forum با بقیه در میون بگذارین.

فریتزیگ روی ویندوز, مک و لینوکس در دسترسه و سورس اون روی گیت هاب هم موجود هستش. فریتزینگ بصورت پورتابل قابل دانلوده و نیاز به نصب نداره, کافیه فقط کپی کنید در جایی از هاردتون. در مقابل این همه امکانات حجم برنامه خیلی عالی هستش! فقط چیزی حدود ۵۰ مگابایت. این برنامه رو می تونین از خود سایت فریتزینگ دانلود کنید.

شروعی تازه

واقعا نوشتن پست اول واسه کسی که دلش میخواد اولین قدم رو توی بلاگ نویسیش محکم برداره خیلی سخته

کلی حرف میاد تو ذهنت که میخوای باهاشون شروع کنی ولی موقع تایپ که میرسه بنظرت با اون حرفا شروع خوبی انتظارتو نمیکشه, ولی باید از یه جایی شروع کرد. بنظرم یه معارفه کوچیک واسه شروع کار خوب باشه:

من همونطور که از عنوان سایت مشخصه یه گیک هستم (!) عاشق تکنولوژی علل الخصوص IT. بالطبع تو این وبلاگ اکثرا در مورد تکنولوژی خواهم نوشت که البته در مورد سایر موضوعات از جمله زندگی روزمره, موزیک, فیلم, گیم, علم الکترونیک و نجوم هم نوشته هایی خواهد بود که تعدادشون قطعا کم نیست.

از همون ۹ سالگی که کامپیوتر خریدیم بیشتر گرایشم به یادگیری بود تا صرفا بازی کردن باهاش. از Multimedia Builder شروع کردم و با Flash MX ادامه دادم و تو مسیرم با Photoshop و illustrator یه کارایی کردم و رفتم سراغ تم سازی واسه گوشی های نوکیا و سونی اریکسون و بعدش مشغول ساخت بازی شدم و بعدها رفتم سراغ ترجمه و نوشتن اخبار حوزه موبایل و تکنولوژی تا اینکه وارد دانشگاه شدم و بخش مهمی از زندگیم اختصاص داده شد به رشته ای که میخوندم یعنی برق الکترونیک.

الان بیشتر مشغول طراحی سیستم های دیجیتال هستم که بخش عمده اش باز مرتبط با کامپیوتر هستش عللخصوص برنامه نویسی و ارتباط بین بخش سخت افزار الکترونیکی و نرم افزار رایانه. یه شانس بزرگی که آوردم اینه که واقعا رشته تحصیلیم رو دوست دارم و خوبیش اینه که با علاقه مندی هام ارتباط خیلی نزدیکی داره و انجام کارم رو واسم راحت تر و شیرین تر می کنه.

دلیل اینکه شروع کردم به وبلاگ نویسی اینه که میخواستم حرفامو بقیه هم بشنون. حین کار با برنامه ها و سیستم های مختلف که بالا گفتم چیزای زیادی بصورت تجربی یاد گرفتم که نمونش تو اینترنت پیدا نمیشه منتهی چون جایی برای نوشتن نداشتم, نمی تونستم این مهارت هارو به بقیه انتقال بدم و خودم هم بعدا فراموششون می کردم.

یا مثلا نظر جالبی راجب یه مسئله یا سایتی داشتم و میخواستم به بقیه بیان کنم ولی جایی واسه اینکار نداشتم. کلی مطلب و مقاله تو ذهنم داشتم ولی نمیتونستم بروز بدم. واسه همین وبلاگمو بعد از سال ها یادگیری راه انداختم.

قرار نیست مثل سایت های خبری روزی چند ده تا خبر و پست روی وبلاگم بخونین. شاید یه روز چند تا پست داشته باشم و مدت طولانی اصلا چیزی ننویسم. خودم رو مجبور به نوشتم نمی کنم و فقط زمانی رو که نیاز باشه چیزی رو به بقیه بگم می نویسم. در واقع کیفیت رو فدای کمیت نمی کنم!

 

اگه لازم باشه با من تماس بگیرین بالای سایت یه قسمت هستش به نام تماس با نویسنده که مخصوص این کاره.

لینک پیج های شبکه های اجتماعی, تو هدر و فوتر سایت هم موجود هستش اگه بخواین می تونین اونجا هم مطالب جالب بخونین.

اگه مایل باشین می تونین از طریق فید و خبرنامه ایمیلی هم مطالب سایت رو دنبال کنید.