ترمینال آزاد

چرت نویس های یک مهندس بیکار

چرا جوان ایرانی بیکار است

چرا جوان ایرانی بیکار هستش؟ دلایل زیادی داره که می‌تونید با مطالعه نظرات مافوق کارشناسی منتقدان تمامی دولت‌های روی کار آمده پیداشون کنید ولی اگه بخوام جواب قطعی، صریح و کوتاهی بدم باید عرض کنم که دلیل اصلی بیکاری جوان‌هامون اینه که کاری بلد نیستن انجام بدن! نباید این حقیقت رو انکار کرد که کار نیست ولی اگه هم کاری باشه شما بلد نیستی انجامش بدی.
ترم چهارم کارشناسی سر کلاس زبان تخصصی بودیم که بحث سر بازار کار رشتمون بالا گرفت و بعد کلی جدل استادمون گفت واسه کسی که فن و علم بلد باشه، همیشه کار هستش. از خیلی‌ها این حرف رو شنیده بودم ولی بیشتر به عنوان چرندیات الهام‌بخش دیده بودمشون ولی از اونجایی که این استادمون آدم فرهیخته‌ای بود و این حرف رو با یک اعتماد و راسخ گفت، اکثرمون قبولش کردیم.
الان که سال‌ها از اون کلاس می‌گذره می‌بینم اون بزرگوار عین حقیقت رو گفته. کسی که واقعا کار بلد باشه بیکار بودنش خیلی سخت‌تر از شاغل بودنشه. مشکل ما اینه که فکر می‌کنیم وقتی تمام واحدهامونو پاس کردیم دیگه باید بیان دستمون رو بگیرن ببرن سر کارمون. فکر می‌کنیم کار رو واسه مدرکمون میدن. اگه اینطوری باشه که دبیرخانه دانشگاه بشینه روزی ۲۰ تا مدرک چاپ کنه [مدرک رو دبیرخونه چاپ می‌کنه یا مرکز فارغ‌التحصیلان!؟] و به بقال هم بده باید ادعای کار و حرفه داشته باشه.
حقیقت اینه مهارتی که الان موسسات به دنبالش هستن اصلا تو دانشگاه آموزش داده نمیشه. از رشته مهندسی برق واستون مثال می‌زنم. هیچ شرکتی نمیاد شما رو استخدام کنه تا براش مدار مرتبه دوم تحلیل کنید؛ هر چند شاید تو دانشگاه سر پاس کردن همون درس بارها افتادین و کلی مصیبت کشیدین.
حالا بماند که اکثرمون حتی نمی‌دونیم فلان درس رو چطور پاس کردیم. یعنی اگه از یکی بپرسی کانولوشن (اصطلاح مخابراتی) رو توضیح بده، چهره‌اش میشه پوکر فیس. یعنی هیچ درک و فهمی از رشتمون نداریم و مدام می‌گیم بازار کار نداره این رشته. در وهله اول اگر که کار نداشت نباید وارد این رشته می‌شدیم، در ثانی اصلا چیزی ازش بلد نیستیم که دنبال کار مرتبط با اون هستیم. یعنی حتی اگه ازمون بپرسن کار مرتبط با رشته‌ات چیه عین ماختیم (ترکی) نیگاش می‌کنیم. نهایت جوابمون اینه که تو نیروگاه یا اداره برق مشغول می‌شیم.
اگه قرار باشه کاری پیدا کنیم براساس مهارت‌هامون صاحب اون شغل میشیم، نه مدرک تحصیلی. الان اگه دقت کنید مثل دهه قبل نمیان تو آگهی‌ها بنویسن به یک مهندس کامپیوتر گرایش نرم‌افزار نیازمندیم؛ بلکه اطلاعیه میدن به یک برنامه‌نویس پایتون مسلط به فریمورک جانگو نیاز داریم. یعنی شاید متقاضی، حقوق خونده باشه ولی به خاطر مهارتش تو برنامه‌نویسی در شاخه مرتبط با کامپیوتر مشغول به کار بشه.
حالا بماند که اکثر کسایی که یک رشته رو می‌خونن اصلا دنبال پیدا کردن شغل در همون شاخه نیستن. بطور مثال یکی حسابداری می‌خونه و در عین حال میگه من از سر وقت‌گذرونی این رشته رو می‌خونم وگرنه کار اصلی من [مثلا] کابینت‌سازی هستش.
در طول تحصیل یک عده‌ای دنبال یک حرفه دیگه هستن. شغلی کاملا مغایر با رشته‌ای که درش تحصیل می کنن (مثل بازاریابی شبکه‌ای!) و یک عده روی ارتباط رشته تحصیلیشون با شغل آیندشون وقت می‌ذارن و دنبال کاری مرتبط با تحصیلاتشون هستن.
توصیه من اینه که ببینید بازار کار رشتتون دنبال چه مهارت‌هایی هستش. ارتباط بین صنعت و رشته‌تون رو پیدا کنید. اینکه یک جایی دنبال مهندس عمران باشه به خاطر مدرکش نیست، به خاطر مهارت‌هایی هستش که ممکنه یک عمرانی در اونا تسلط داشته باشه.
شما بیایید الان یه یک دانشجوی سال آخری برق بگی DSP چی هستش مستعسل می‌مونه، در حالی که مشاغل DSP در بازار کار گزینه‌ای پرسود و پرتقاضا هست ولی در محیط‌های آکادمیک از این مبحث صحبتی به میان نمیاد. باید ببنید چی تو بازار کار رشتتون نیاز هستش، بعد برین دنبال تقویت کردن مهارتتون در اون شاخه و گرنه اگه مدرکتون از صنعتی شریف هم باشه نهایتا به درد این میخوره که باهاش مغزتون رو فراری بدید که تضمینی هم نیستش در کشور میزبان باز با این شرایط دست و پنجه نرم نکنید.

ارسال دیدگاه