ترمینال آزاد

چرت نویس های یک مهندس بیکار

چرا جوان ایرانی بیکار است

چرا جوان ایرانی بیکار هستش؟ دلایل زیادی داره که می‌تونید با مطالعه نظرات مافوق کارشناسی منتقدان تمامی دولت‌های روی کار آمده پیداشون کنید ولی اگه بخوام جواب قطعی، صریح و کوتاهی بدم باید عرض کنم که دلیل اصلی بیکاری جوان‌هامون اینه که کاری بلد نیستن انجام بدن! نباید این حقیقت رو انکار کرد که کار نیست ولی اگه هم کاری باشه شما بلد نیستی انجامش بدی.
ترم چهارم کارشناسی سر کلاس زبان تخصصی بودیم که بحث سر بازار کار رشتمون بالا گرفت و بعد کلی جدل استادمون گفت واسه کسی که فن و علم بلد باشه، همیشه کار هستش. از خیلی‌ها این حرف رو شنیده بودم ولی بیشتر به عنوان چرندیات الهام‌بخش دیده بودمشون ولی از اونجایی که این استادمون آدم فرهیخته‌ای بود و این حرف رو با یک اعتماد و راسخ گفت، اکثرمون قبولش کردیم.
الان که سال‌ها از اون کلاس می‌گذره می‌بینم اون بزرگوار عین حقیقت رو گفته. کسی که واقعا کار بلد باشه بیکار بودنش خیلی سخت‌تر از شاغل بودنشه. مشکل ما اینه که فکر می‌کنیم وقتی تمام واحدهامونو پاس کردیم دیگه باید بیان دستمون رو بگیرن ببرن سر کارمون. فکر می‌کنیم کار رو واسه مدرکمون میدن. اگه اینطوری باشه که دبیرخانه دانشگاه بشینه روزی ۲۰ تا مدرک چاپ کنه [مدرک رو دبیرخونه چاپ می‌کنه یا مرکز فارغ‌التحصیلان!؟] و به بقال هم بده باید ادعای کار و حرفه داشته باشه.
حقیقت اینه مهارتی که الان موسسات به دنبالش هستن اصلا تو دانشگاه آموزش داده نمیشه. از رشته مهندسی برق واستون مثال می‌زنم. هیچ شرکتی نمیاد شما رو استخدام کنه تا براش مدار مرتبه دوم تحلیل کنید؛ هر چند شاید تو دانشگاه سر پاس کردن همون درس بارها افتادین و کلی مصیبت کشیدین.
حالا بماند که اکثرمون حتی نمی‌دونیم فلان درس رو چطور پاس کردیم. یعنی اگه از یکی بپرسی کانولوشن (اصطلاح مخابراتی) رو توضیح بده، چهره‌اش میشه پوکر فیس. یعنی هیچ درک و فهمی از رشتمون نداریم و مدام می‌گیم بازار کار نداره این رشته. در وهله اول اگر که کار نداشت نباید وارد این رشته می‌شدیم، در ثانی اصلا چیزی ازش بلد نیستیم که دنبال کار مرتبط با اون هستیم. یعنی حتی اگه ازمون بپرسن کار مرتبط با رشته‌ات چیه عین ماختیم (ترکی) نیگاش می‌کنیم. نهایت جوابمون اینه که تو نیروگاه یا اداره برق مشغول می‌شیم.
اگه قرار باشه کاری پیدا کنیم براساس مهارت‌هامون صاحب اون شغل میشیم، نه مدرک تحصیلی. الان اگه دقت کنید مثل دهه قبل نمیان تو آگهی‌ها بنویسن به یک مهندس کامپیوتر گرایش نرم‌افزار نیازمندیم؛ بلکه اطلاعیه میدن به یک برنامه‌نویس پایتون مسلط به فریمورک جانگو نیاز داریم. یعنی شاید متقاضی، حقوق خونده باشه ولی به خاطر مهارتش تو برنامه‌نویسی در شاخه مرتبط با کامپیوتر مشغول به کار بشه.
حالا بماند که اکثر کسایی که یک رشته رو می‌خونن اصلا دنبال پیدا کردن شغل در همون شاخه نیستن. بطور مثال یکی حسابداری می‌خونه و در عین حال میگه من از سر وقت‌گذرونی این رشته رو می‌خونم وگرنه کار اصلی من [مثلا] کابینت‌سازی هستش.
در طول تحصیل یک عده‌ای دنبال یک حرفه دیگه هستن. شغلی کاملا مغایر با رشته‌ای که درش تحصیل می کنن (مثل بازاریابی شبکه‌ای!) و یک عده روی ارتباط رشته تحصیلیشون با شغل آیندشون وقت می‌ذارن و دنبال کاری مرتبط با تحصیلاتشون هستن.
توصیه من اینه که ببینید بازار کار رشتتون دنبال چه مهارت‌هایی هستش. ارتباط بین صنعت و رشته‌تون رو پیدا کنید. اینکه یک جایی دنبال مهندس عمران باشه به خاطر مدرکش نیست، به خاطر مهارت‌هایی هستش که ممکنه یک عمرانی در اونا تسلط داشته باشه.
شما بیایید الان یه یک دانشجوی سال آخری برق بگی DSP چی هستش مستعسل می‌مونه، در حالی که مشاغل DSP در بازار کار گزینه‌ای پرسود و پرتقاضا هست ولی در محیط‌های آکادمیک از این مبحث صحبتی به میان نمیاد. باید ببنید چی تو بازار کار رشتتون نیاز هستش، بعد برین دنبال تقویت کردن مهارتتون در اون شاخه و گرنه اگه مدرکتون از صنعتی شریف هم باشه نهایتا به درد این میخوره که باهاش مغزتون رو فراری بدید که تضمینی هم نیستش در کشور میزبان باز با این شرایط دست و پنجه نرم نکنید.

اصل و نسب VHDL و Verilog

Verilog و VHDL هر دو زبان توصیف سخت‌افزار (HDL) صنعتی هستند که از آن‌ها به منظور نوشتن برنامه برای مدارات مجتمع الکترونیکی (IC)، ASIC و FPGA استفاده می‌شود. بسیاری از طراحان سیستم‌های دیجیتالی با این سوال روبرو می‌شوند که کدام زبان را انتخاب کنند، VHDL یا Verilog!؟

پاسخ به این سوال نه آسان هست و نه مهم! هر دوی این زبان‌ها همواره به‌طور گسترده مورد مقایسه و تقابل قرار گرفته‌اند بدون اینکه پیروز مشخصی برای این قیاس معرفی گردد. هر دوی آن‌ها معایب و محاسن مختص خود را دارند هر چند از دو منشا متفاوت می‌باشند. این دو زبان دارای سهم عمده‌ای از زبان‌های توصیف سخت‌افزاری هستند که در جهان مورد استفاده قرار می‌گیرند. دشوار است که با اطمینان بگویم کدام زبان بهتر و برتر می‌باشد با این‌حال باید خاطر نشان شد که از بین این دو، VHDL قدیمی‌تر هست. شما می‌تواند طرح قوی و تست محیطی وسیعی را با هر دو زبان، برای FPGA یا ASIC پیاده‌سازی کنید.

زبان‌های VHDL و Verilog هر دو از زبان‌های برنامه‌نویسی مختلفی سرچشمه گرفته‌اند و توسط مکاتب فکری متفاوتی پشتیبانی می‌شوند. VHDL بر پایه Pascal و Ada ساخته شده، در نتیجه ویژگی‌های هر دوی این زبان‌ها را منعکس می‌کند. اما Verilog برخلاف VHDL بر‌اساس زبان برنامه‌نویسی C شکل گرفته و نسبت به VHDL جدیدتر می‌باشد. بررسی منابع اینترنتی حاکی از این است که Verilog عمدتا توسط برنامه‌نویسان HDL با پس‌زمینه و تجربه صنعتی پشتیبانی می‌شود درحالی که VHDL اکثرا توسط محافل علمی ساپورت می‌گردد.

توسعه VHDL در سال ۱۹۸۱ و توسط وزارت دفاع (DOD) ایالات متحده به منظور مقابله با بحران چرخه زندگی سخت‌افزاری آغاز شد. VHDL مختص وزارت دفاع توسعه داده شد تا یک زبان مدل‌سازی سخت‌افزاری استوار برای مستند‌سازی طراحی سیستم‌های دیجیتالی فراهم آورد. البته این واقعا به معنای طراحی سخت‌افزار فیزیکی نیست: بلکه هدف اصلی مدل‌سازی سخت‌افزاری بود. از آنجایی که Verilog یک دارایی معنوی برای Gateway Design Automation می‌باشد، برای بهره‌مندی از آن نهایتا باید از طریق Cadence اقدام کرد. بنابراین برای حفظ قدرت رقابتی و فاصله میان این دو از هرگونه روابط استراتژیک، Verilog از هرگونه کنترل پتانسیل رقابتی دور نگه داشته می‌شود. موسسات اتوماسیون طراحی الکترونیک (EDA)، موجب نفوذ قابل توجهی گردیده، ابتکار و سرمایه‌گذاری این شرکت موجب تبدیل این زبان به یک HDL مهم گردیده است. همین موسسات EDA، نسخه‌های نیمه یونیک (semi-unique) مختص خود از این زبان را در در سطوح مختلف پیاده‌سازی و توسعه، ایجاد و اجرا کرده‌اند. دلیل عدم پذیرش Verilog توسط EDA وجود یک اصل مهم بین موسسات EDA است که می‌گوید آنها باید مالک تمام فن‌آوری‌های core خود باشند که در این مورد توسط Verilog نقض می‌گردد، و آن بدلیل تعلق مالکیت معنوی آن به Cadence بود که امکان مالکیت عمومی را از آن سلب کرده بود. علاوه‌براین فروشندگان EDA خواستار شکستن سیطره Cadence روی ابزار طراحی IC و نرم‌افزاری در بازار بودند که موجب ترقی و ترویج VHDL به عنوان یک زبان باز می‌گردید. VHDL در سال ۱۹۸۷استاندارد IEEE 1076 را کسب نمود. این زبان در سال ۱۹۹۳ آپدیت گردید که امروزه با نام IEEE standard 1076 1993 شناخته می‌شود. مانند سایز استانداردهای IEEE، زبان VHDL باید فرآیندهای بررسی ۵ ساله (یا کمتر) را طی کند تا از ارتباط مداوم آن با صنعت اطمینان یافت. اولین اصلاحیه این زبان در سپتامبر ۱۹۹۳ انجام پذیرفت.

برخلاف VHDL، زبان Verilog سرچشمه گرفته از دنیای تجاری و صنعتی می‌باشد. Verilog به عنوان بخشی از شبیه‌ساز سیستمی توسعه یافته است، که شاید موجب گردیده به خوبی برای توصیف سیستم‌های سخت‌افزاری دیجیتال استفاده گردد. زبان Verilog در سال ۱۹۸۳ توسط gateway منتشر گردید. بعددا gateway در سال ۱۹۸۹ توسط Cadence خریداری گردید. Cadence به شرطی Verilog‌ را به رسمیت می‌شناخت که در رقابت با VHDL برابر فشار متعارفی که صنابع را مجبور به استفاده از VHDL می‌کند، بتواند نقش یک زبان بسته را برای رقابت ایفا کند. سراجام Cadence با انتشار رسمی Verilog در سال ۱۹۹۱، آن را به مالکیت عمومی درآورد. Verilog در سال ۱۹۹۵ موفق به کسب استاندارد IEEE گردید.

هر دوی این زبان‌ها مزایا و معایب منحصربه‌فرد خود را دارا می‌باشند و هیچ یک از آن‌ها کامل یا ایده‌آل نیست. در طراحی ASIC، زبان Verilog در تعریف سخت‌افزار بیشتر مناسب‌تر می‌باشد در حالی که برای مدلسازی سطح بالاتر، Verilog بدلیل عدم پکیج‌گذاری و تعاریف نوع حداقلی (records, access and enumeration) با محدودیت‌هایی مواجه است. هر کاری که با Verilog می‌توان به سرانجام رساند، با VHDL هم امکان‌پذیر می‌باشد در حالی که معکوس این قضیه صدق نمی‌کند. برنامه‌نویس HDL موظف به اتخاذ برخی سیاست‌های کاری/تجاری برای مواجهه با نیازهای طراحی می‌باشد و لازمه آن آشنایی با هر دوی این زبان‌های توصیف سخت‌افزار است.

 

این پست برگرفته از مطلب Verilog vs VHDL می‌باشد.

هشتگ فارسی با نیم‌فاصله یا _ !؟

هشتگ یک نماد برای سهولت در پیگیری اخبار، تصاویر، توییت و … در باره موضوع یا اتفاق به خصوصی هستش که همه گیر شده. تعریفی که تو ویکی پدیا از هشتگ شده به درک موضوع کمک می کنه:

هشتگ#، یک نماد پیشوندی و یکی از تگ‌های ابرداده است.همچنین، پیام‌های کوتاه در سرویس‌های میکروبلاگ شبکه‌های اجتماعی مانند Twitter یا +Google، ممکن است به وسیلهٔ یک یا چند کلمهٔ به هم پیوسته، تگ شده باشد. به عنوان مثال:

#ویکی‌پدیا یک #دائرهالمعارف است.

هشتگ ابزاری برای گروه‌بندی چنین پیام‌هایی فراهم می‌کند، تا افراد بتوانند آن هشتگ را جستجو کنند و مجموعه‌ای از پیام‌هایی را که شامل آن هستند به دست آورند.

استفاده از هشتگ در زبان انگلیسی بسیار راحت هستش. شما می تونین عبارات مجاز رو پی در پی پشت سر هم بیارین بدون اینکه بخشی از آن از هشتگ جدا بیافته یا باعث ناخوانایی هشتگ بشه. مثل ihatejustinbieber# یا مثلا nationaltoastday#. همونطور که می بینین کل عبارت مشمول هشتگ شده و عبارت کاملا مفهوم و قابل درک هستش.

ولی در زیان فارسی به علت وجود برخی قابلیت ها(!) این امر صادق نیست. از جمله این دلایل میشه به حروف چسبان و آخر یا فاصله و نیم‌فاصله اشاره کرد. با ارائه یک مثال منظور رو بهتر میتونم منتقل کنم. هشتگ #هالهنور رو در نظر بگیرین. این هشتگ به علت چسبیدن دو کلمه هاله و نور ناخوانا و نامفهوم هستش و کسی که اولین بار هشتگ رو دیده متوجه منظور و هدف هشتگ نمی شه. به خاطر جلوگیری از این امر باید بین هاله و نور فاصله ای ایجاد بشه. میشه این فاصله رو با کلید space کیبورد ایجاد کرد ولی در این صورت # فقط شامل هاله میشه و کلمه نور خارج از # می مونه.

حالا سر یک سه راهی می مونیم. یا باید هشتگ چسبیده (#هالهنور) رو بپذیریم یا از _ یا نیم‌فاصله استفاده کنیم. استفاده از نوع چسبیده کلمات زیاد بین کاربران معمول نیست و مورد پسند واقع نشده. شاید از معدود هشتگ های این چنینی که بین مردم فراگیر شد میشه به #اشتباهخوب اشاره کرد ولی در کل این نوع هشتگ زدن بین کاربران تقریبا مردود هستش. از طرفی استفاده از _ اون زیبایی و جمع و جور بودن هشتگ رو که از اصول اصلی اون بود نقض می کنه. راه آخر استفاده از نیم‌فاصله هستش.

استفاده از نیم‌فاصله نه تنها باعث خروج قسمتی از عبارت از تصرف # نمیشه بلکه خوانایی خوبی هم به هشتگ ما میده ولی مشکلی که وجود داره عدم دسترسی درست به نیم‌فاصله بین کاربران هستش. به عنوان مثال همین اواخر عده زیادی از کاربران با آپدیت مرورگر کروم خود قابلیت نیم‌فاصله خودشون رو از دست دادن و یا یک عده اصلا هیچ گونه آشنایی با نیم‌فاصله نه تنها در کیبورد حتی در نگارش هم ندارن. البته دلیل این مشکلات استفاده نکردن از کیبورد رسمی فارسی هستش.

مشکل اصلی و بزرگ اینه که بین کاربران وحدتی در استفاده از یکی از این روش های برای ارسال هشتگ وجود نداره. ما تو شبکه های اجتماعی می تونیم شاهد هر سه شکل #هالهنور، #هاله_نور و #هاله‌نور باشیم. همین پراکندگی در استفاده باعث میشه مطالب راجب به یک هشتگ رو یه جا مشاهده نکینم و مجبور میشیم هر سه شکل هشتگ رو جستجو کنیم و اگه کسی این کارو نکنه مطلبی که با هشتگ نشانه گذاری شده بود از دیدش خارج می مونه.

لزوم استفاده از کیبورد استاندارد فارسی

عده کثیری در ایران از سیستم عامل ویندوز استفاده می کنن و حتی افرادی هم که از اوبونتو استفاده می کنن باز در کنارش سیستم عامل ویندوز را نصب دارند. مشکل اصلی ویندوز برای ما ایرانی ها نداشتن کیبورد استاندارد فارسی هستش. روی سیستم عامل های گنو/لینوکسی و OS X کیبورد استاندارد فارسی از همان ابتدا موجود هستش و مشکلاتی که با کیبورد ویندوز برای کاربران پیش می آید را ندارند. کیبوردی که روی ویندوز موجوده صرفا کیبورد عربی هستش که حروف گچ پژ هم بهش اضافه شده.
همین باعث میشه در هنگام نگارش از ک عربی (ک) و ی عربی (ی) استفاده کنیم و همچنین موجب میشه ناخودآگاه از علائمی استفاده کنیم که در زبان فارسی کاربرد ندارند مثل (ؤ) یا حتی گاهی (ه). استفاده از کیبورد غیر استاندارد فارسی برای تایپ و وجود همین معایب باعث مشکلاتی میشه که یکیشون عدم دستیابی به نتایج جستجوی صحیح در سایت ها بدست نیاد. فرض کنید در سایتی به دنبال خبری در مورد شهرک قدوسی هستید. نویسنده در هنگام تایپ از کیبورد استاندارد فارسی استفاده کرده ولی شما از کیبورد ویندوز استفاده می کنید و عبارت شهرک قدوسی رو جستجو می کنید که نتایجی برای شما نمایش داده نمیشه. همین مشکل رو در شبکه های مجازی مانند اینستاگرام هنگام جستجوی هشتگ خاصی می بینیم. مخصوصا که اینستاگرام روی کیبورد های متفاوت بسیار زیاد حساسه.
خود من وقتی هشتگ #کباب رو در اینستاگرام با دو کیبورد متفاوت سرچ می کنم به دو نتیجه کاملا متمایز از هم رسیدم حتی با اینکه به ظاهر جفتشون با کیبورد فارسی و حرف ک فارسی تایپ شده باشه.

Untitled-1

تصویر سمت راست مربوط به جستجو با کیبورد استاندارد فارسی و سمت چپ مربوط به کیبورد عربی هستش. البته از سایر نتیجه های پیشنهادی میشه فهمید کدوم با کیبورد فارسی تایپ شده و کدوم با کیبورد عربی. کباب واژه مشترکی در فارسی و عربی هستش و اگه کسی با کیبورد عربی جستجو کنه به تصاویری میرسه که اکثرا توسط کشورهای حوزه خلیج فارس آپلود شدن. ولی این مشکل حتی در کلماتی مثل #کوچه که مختص زبان فارسی هستش هم وجود داره. با هر دو کیبورد که جستجو کنید مشاهده می کنید که در هر دو صورت نتایجی بدست می آید که نشانگر این است که عده زیادی از ایرانیان از کیبورد عربی استفاده می کنند. همین باعث دو دستگی محتویات وب فارسی میشه. دوستتون تصویری رو با هشتگ کوچه (با کیبورد فارسی) تو اینستاگرام قرار داده و شما در جستجوی همون هشتگ (با کیبورد عربی) قادر به دیدن تصویر دوستتون نیستید.

راه حل این مشکلات استفاده همگانی از کیبورد استاندارد فارسی هستش. اما این تنها مزیت استفاده از این کیبورد نیستش. کیبورد استاندارد شکل و جایگاه حروف مشخصی داره. برای همه پیش اومده وقتی از پای یه سیستم پا شدن و نشستن پشت یه سیستم دیگه و خواستن پ تایپ کنن دیدن که ‍‍‍÷ تایپ میشه. تو بعضی صفحه کلید ها پ بالای Enter هستش، بعضیا زیرش و گاها بالای کلید Tab. اما در کیبورد استاندارد پ روی دکمه M قرار داره و تو صفحه کلید های متفاوت جاش عوض نمیشه. حرف ژ هم روی Ctrl+C قرار داره.

CbCmuVTWAAAPyA2

مزیت بزرگ دیگه کیبورد استاندارد وجود نیم‌فاصله هستش. من به شخصه رو کیبورد ویندوز هیچ وقت نتونستم نیم‌فاصله رو تایپ کنم. همه افراد شاکی از این هستن که روی کیبوردشون نیم‌فاصله ندارن و به همین دلیل تو نوشتن هشتگ ها به مشکل برمی خورن و مجبور میشن از _ استفاده کنن. با استفاده از این کیبورد براحتی می تونین با استفاده از کلید ترکیبی Shift+Space نیم‌فاصله رو وارد نوشته هاتون بکنید.

از طرفی موقع تایپ با کیبورد استاندارد اعداد هم فارسی تایپ میشن و از اعداد انگلیسی خبری نیست. علاوه بر اینکه کیبورد گچ پژ رو داره، ک و ی هم عربی نیستن و این کیبورد مشترک بین سه سیستم هامل Windows، GNU/Linux و OS X هستش و این امکان وجود داره که حتی تو گوشی ها هم از این کیبورد استفاده بشه.

گنو/لینوکسی ها و OS Xـی ها به صورت پیشفرض این کیبورد رو دارن ولی ویندوزی ها برای نصب ابتدا باید کیبورد خود ویندوز که از کنترل پنل فعالش کردن رو حذف کنن سپس از این لینک کیبورد استاندارد فارسی رو نصب کنند.

بازنشر, بهتر از لایک

افرادی زیادی رو میشناسم که وقتی محصولی ارائه میدن ( مقاله, ویدئوکست, پادکست یا … ) لینک دسترسی به اون رو درون شبکه های اجتماعی قرار میدن تا بقیه کاربران هم اونو ببینن. دروغ نگم دیده شدن از طرف بقیه واسه همه یه نوع دلگرمیه, یه احساس خوبی به آدم دست میده. همین احساس خوب و خوشایند, مشوق آدم میشه برای ادامه بهتر کار و تلاش بیشتر جهت ارائه خدمتی بهتر. استقبال از طرف بقیه موجب میشه فرد احساس کنه کارش واسه بقیه مهمه و حس ارزشمند بودن بکنه.

اما کاربران چطور به یه فرد نشون میدن که از کارش خوششون اومده؟ با لایک و بازنشر. تو شبکه های اجتماعی موقع بازدید, مطالب و لینک هایی که دوست داریم رو لایک میزنیم و {متاسفانه} هر از گاهی بازنشر می کنیم. احساس می کنیم این لایک زدن موجب خرسندی صاحب پست میشه و اصلا این فکر به ذهنمون خطور نمی کنه مطلبی رو که خوشمون اومده بازنشر کنیم. یادمه جادی تو یکی از رادیوگیک ها گله میکرد که استقبال خوب نیست و کاربرا فکر می کنن لایک کردن حمایتی تر از بازنشر اون هستش. کاملا هم درست می گفت و حق با جادیه.

موقع مواجه شدن با مطلبی که مورد توجهمون قرار گرفت, دوست داریم احساسمون رو ابراز کنیم پس بلادرنگ مطلب رو لایک می کنیم. حالا اگه بخوایم یه حال اساسی هم به نویسنده بدیم و تشکر بهتری بکنیم, یک کامنت تعریف و تمجیدی هم براش می نویسیم. مشکل اینه همیشه در مواجهه با مطلب مورد پسندمون سریع سراغ دکمه لایک میریم. احساس می کنیم بهترین کاریه که میشه کرد. گذشته از این, همیشه در مواجه شدن با دو گزینه لایک و بازنشر فکر می کنیم فقط باید یکی رو انتخاب کنیم و همونطور که گفتم لایک کردن و ابراز خرسندی از مطلب به نویسنده رو بهترین کار می دونیم. حالا از این موضوع بگذریم که عده ای هم هستن که هیچ اعتقادی به لایک و بازنشر ندارن که البته نمیشه بابت این مساله کوچکترین خورده ای بهشون گرفت. اون لحظه به این فکر نمی کنیم که می تونیم هم مطلب رو لایک کنیم و هم با بازنشر اون باعث بیشتر دلگرم شدن نویسنده بشیم.

ولی باید به این مساله اغراق کرد که بازنشر یک مطلب خیلی بهتر از صرفا لایک کردن اونه! دلیلش خیلی ساده هستش, به قدری ساده که من هم ابتدا اصلا به ذهنم ختور نمی کرد که بازنشر میتونه بهتر از لایک کردن باشه. فرض کنید شخصی مطلبی ارسال کرد, شما دیدین و خوشتون اومد. حالا یک لایک میزنید تا پسند خودتون رو به نویسنده انتقال بدین. حالا نویسنده یک مخاطب خرسند داره و خب طبیعتا خوشحال میشه. حالا فرض می کنیم شما به جای لایک, مطلب رو بازنشر کنید. علاوه بر شما عده دیگه ای هم از طریق شما مطلب رو میبینن و شاید بپسندن و لایک کنن. درواقع یک لایک که شما قرار بود بزنید تبدیل شد به چندین لایک که خب اثرش روی نویسنده بیشتره. اگه همین روال پیش بره و کسایی که از طریق بازنشر مطلب رو دیدن به جای صرفا لایک کردن بازنشر هم بکنن, میزان بازخورد به نویسنده بیشتر میشه و دلگرمی بیشتر در صاحب مطلب بوجود میاد. حالا فرض کنید که بجای لایک یا بازنشر کردن, یک مطلب رو هم لایک کنیم و هم بازنشر! تصور کنین چه حجم بازخورد مثبتی به نویسنده میرسه.

برای خدماتی که از طرف تهیه کنندگانشون به صورت رایگان در اختیارتون قرار میگره زحمات زیادی کشیده شده. زحماتی که اکثرا کوچک ترین منفعت مالی برای تهیه کننده اش به همراه نداره و فقط برای سهیم کردن شما در لذت استفاده از مطلب یا سرویسشون, اونارو در اختیارتون قرار میدن. هر مطلبی که یک وبلاگ نویس به رشته تحریر درمیاره, هر آموزشی که تعلیم داده میشه و هر سرویسی که در اختیارتون قرار میگره صرفا برای خدمت به شماست. حمایت کردن از تهیه کننده اش کمترین کاریه که می تونیم در قبال زحماتی که کشیدن انجام بدیم. سهل ترین راه این حمایت هم لایک و بازنشر مطالبشون هستش. پس از انجام صحیح اینکار دریغ نکنیم.

صفحه:12